ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
779
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
از نصيبت مهر سيما چهرهء ياران چو گل * وز نهيبت كوهآسا پيكر خصمان چو كاه در برت درع سلامت از چه از لطف ملك * بر سرت تاج كرامت از كه از فضل إله ذكر احوال مير حسن خان طالش بعد از مصالحهء دولتين ايران و روس و رفع فتنهء او از سعى امينان دولت ابد مأنوس اين مير حسن خان ولد مصطفى خان طالش و به سبب نسب سيادت و رشادت ، از عمدهء ارباب كوشش و چالش بود . در وقايع سنهء يك هزار و دويست و چهل و يك نگارش يافت كه مشار اليه به پشتگرمى موكب فيروز اقدس كه در اردبيل توقف داشت و به امداد قشون ركابى كه شاهنشاه صاحبقران به استخلاص ولايت طالش برگماشت ، دعواهاى مردانه كرد و دودمان روسيه را در قصبات لنكران و اركوان دور از كاشانه برآورد . در درگاه خلافت به جهت پيشدستى در جهاد ، اسبق المجاهدين لقب يافت و در ازاى آن همه خدمت او ، حكم وراثت و لياقت و امر شاهنشاه مروّت آيت به حكومت آن ولايت شتافت . پس از مصالحهء دولتين ايران و روس كه از قرار عهدنامهء مباركه ولايت طالش رسدى آن ولايت گرديد ، مير حسن خان مزبور به تصوّر اينكه شايد در دولت روسيه نيز صاحب حكومت و ولايت شود ، لهذا نزد ينارال پسقاويچ سردار شتافته ، به دولت روس گرويد . چون موافق فصل چهاردهم عهدنامهء مباركه ، كه در باب فراريان نوشته شده ، قرار اين است كه فراريان با نام و نشان را كه وجود ايشان مايهء فتنه و فسادى باشد ، تصاحب نكنند ، لهذا نايب السلطنة العليه [ 435 ] برحسب امر بهيّه ، مشار اليه را از ينارال پسقاويچ طلبيده و ينارال مزبور نيز نقض عهد [ نامه ] جايز نداشته و همّت بر